تضعیف کننده رابطه جننسی

عوامل تضعیف‌کننده رابطه‌جنسی در زوجین

رابطه‌ی صمیمانه‌ای  که  بین زوجین شکل می‌گیرد نیازمند امنیت جسمی و روانی است. برقراری رابطه جنسی هم باعث پررنگ‌تر شدن صمیمیت بین زوجین می‌شود. نداشتن رابطه جنسی بعد از ازدواج می‌تواند مشکلات روحی و روانی متعددی را در زوج‌ها پدید آورد و اگر علت رابطه نداشتن مردان و زنان مشخص و درمان نشود معمولاً پایان خوشی هم نخواهد داشت. علت رابطه نداشتن مردان با زنان کاملاً متفاوت است و می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد مثل فقدان صمیمت بین زن و مرد، وجود بیماری یا مشکلات جسمی، روانی، استرس، افزایش سن و غیره.

نتایج پژوهش‌هایی که طی سالیان مختلف انجام شده هم نشان می‌دهد که زوج‌هایی که فعالیت جنسی بیشتری دارند از سطح خوشبختی، شادی و رضایت بالاتری نسبت به زوج‌هایی برخوردارند که کمتر از یک بار در هفته رابطه جنسی دارند، اما گاهی مشکلات مختلفی به‌ وجود می‌آیند که باعث نداشتن رابطه جنسی بعد از ازدواج می‌شوند. در این ازدواج‌ها شاهد هستیم که صمیمیت و عشق  از میان رفته‌است و برخی زوج‌ها رابطه جنسی را از سر وظیفه انجام می‌دهند و هیچ آگاهی از نیازهای جنسی طرف مقابل‌شان ندارند. من قصد دارم در این مقاله کوتاه عواملی را که باعث این سردی می‌شود در زن و مرد بطور جداگانه توضیح دهم.

علت‌های شایع در سردی جنسی در مردان چیست؟

نداشتن سکس در هر جنس برخی دلایل مشترک و برخی دلایل اختصاصی دارد. هرچند یکی از دلایل اصلی نداشتن سکس و بی‌میلی  سردمزاجی  افراد می باشد که حتما جنبه ژنتیکی دارد اما به دلایلی که در زیر می آورم حتما دقت کنید.

  • مشکل زود انزالی

نخستین و شایع‌ترین علت نداشتن رابطه جنسی بعد از ازدواج در مردان  زودانزالی یا عدم نعوذ است. اگر این مشکل که در مردان که بسیار شایع است از طرف همسرش خوب مدیریت نشود و با سرکوفت زدن و کنایه زدن همراه شود، به مرور زمان از نظر ذهنی در مرد یک مشکل عزت‌نفسی ایجاد می‌کند و سعی می‌کند ازبرقراری رابطه جنسی گریزان شود.

  • مشکلات مالی و کاری

یکی دیگر از علت‌های سکس نکردن بعد از ازدواج در مردان، بحران‌های مالی و مشکلات کاری است. مشغولیت ذهنی، استرس و اضطراب از جمله عواملی هستند که باعث برهم زدن روحیه افراد شده و تمایل آن‌ها به برقراری رابطه جنسی را پایین می‌آورد و به ‌تبع آن روی کیفیت سکس خوب تأثیر می‌گذارد.

  • خشک رفتار کردن زنان در رابطه

از آنجایی که نیاز به قدرت در مردان بیشتر از زنان است  وقتی رفتار خشک و مصنوعی و عاری از صمیمیت برخی از زنان در رابطه باعث می شود که مردان سعی در فاصله گرفتن از رابطه کنند و جوری رفتار می کنند که انگار این موضوع برایشان بی اهمیت است.

  • افزایش سن و کاهش هورمون‌های جنسی

کاهش هورمون‌های جنسی به ‌واسطه بالا رفتن سن و پیر شدن هم یکی دیگر از علل نداشتن رابطه جنسی بعد از ازدواج است. هر چند که مردان معمولاً در مقایسه با خانم‌ها در سنین بالا هم همچنان میل جنسی دارند، اما در برخی مواقع هم به ‌خاطر تغییرات هورمونی ناشی از پا گذاشتن به دوران سالمندی و کاهش میزان هورمون تستوسترون، میل به برقراری ارتباط جنسی کاهش پیدا می‌کند. گاهی هم هورمون‌های جنسی با پا به سن گذاشتن آقایان، به سرعت افت می‌کنند و در چنین شرایطی، حالتی به ‌نام اندروپاز ایجاد می‌شود. از نشانه‌های اندروپاز می‌توان به بی‌حوصلگی، خستگی، افسردگی و ناتوانی جنسی اشاره کرد.

  • مصرف مواد مخدر و الکل

مصرف الکل، مواد مخدر صنعتی و سنتی هم روی توان جنسی مردان تأثیر می‌گذارد و باعث ناتوانی جنسی می‌شود.

 

مهمترین علل سرد مزاجی جنسی در زنان چیست؟

رایج ترین مشکل جنسی خانم‌ها، سردمزاجی است که در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد. اغلب سردمزاجی زنان بدون هیچ دلیلی شروع می‌شود و ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. با ادامه و عدم درمان سردمزاجی زنان، مشکلات جدی در روابط زناشویی ایجاد می‌شود. چند مورد از شایع ترین این مشکلات را در زیر بخوانید.

 مشکلات روحی و روانی

دلایل سرد شدن زنان ممکن است ریشه روحی-روانی داشته باشد. دلایل روانی سرد مزاجی زنان شامل موارد زیر است؛

  • استرس:

استرس‌های مالی، خانوادگی و شغلی می‌تواند باعث سرد مزاجی زنان شود. حتی مرگ یکی از عزیزان می‌تواند منجر به خاموشی میل جنسی شود.

  • داشتن اعتماد به نفس پایین:

زنانی که اضافه وزن دارند یا از بدن خود راضی نیستند ممکن است به این دلیل میلی برای برقراری نزدیکی نداشته باشند. آن‌ها خود را مرتب با زنانی که در تبلیغات و فیلم‌ها ایفای نقش می‌کنند مقایسه کرده و دچار احساس خودزشت انگاری می‌شوند.

  • ترس از حامله شدن
  • ترس از آسیب به دستگاه تناسلی یا ابتلا به بیماری‌های مقاربتی یا عفونت واژن
  • ابتلا به افسردگی پس از زایمان
  • تجربه جنسی ناموفق:

ممکن است خشونت جنسی، رابطه بدون لذت یا آزار جنسی در گذشته باعث بی میلی جنسی در زنان شود.

  • مشکلات جسمی
    یکی از مهم‌ترین دلایل دیگر بی میلی جنسی زنان به خصوص آن‌هایی که قبلا هیچ مشکلی برای برقراری رابطه نداشته اند، بروز برخی مشکلات جسمی و بیماری‌ها است.

دلایل جسمی بی‌میلی زنان عبارتند از:

  • خشکی واژن
  • واژینیسموس (انقباض غیر ارادی عضلات ناحیه واژن در هنگام دخول)
  • احساس درد هنگام مقاربت
  • عفونت
  • پایین بودن استروژن

نکته آخر

دلایل کاهش میل جنسی متنوع و متأثر از فاکتورهای مختلفی است، از جمله تغییرات هورمونی، رژیم غذایی و عوامل روانشناختی. برای درک بهتر و یافتن راه‌حل‌های مناسب، توصیه می‌شود با یک متخصص مشاوره  یا سکس تراپی مراجع کرده و به بهبود سبک زندگی توجه داشته باشید.

Untitled design (22)

چرا زنان بیشتر از مردان درخواست طلاق می‌دهند؟

معمولا تفکرات مردانه تعریف خاصی از موفقیت دارند،  مردها اینگونه می‌پندارند که موفقیت یعنی بر روی فعالیت‌های کاری خود تمرکز کنند، از منطق برای حل همه مشکلات خود استفاده کنند و احساسات خود را کمی  نادیده بگیرند و در خصوص همه چیز در زندگی بگویند که من می‌دانم. از قضا، این رفتار باعث  قطع ارتباط و صمیمیت می‌شود و اغلب باعث شکست ازدواج می‌شود. این درحالی‌ست که که  مردان فکر می‌کنند ازدواج آن‌ها “خوب” است و به طور همزمان، همسران‌شان در حال صحبت با وکلای طلاق هستند.

آنچه مردان در رابطه با طلاق باید بدانند

آنچه مردان از طلاق باید بدانند

آنچه مردان از طلاق باید بدانند

می‌دانیم که بعد از جدایی و طلاق هر دو شخص به سبب به اتمام رسیدن خاطرات خوب و در کنار هم بودنشان از این بابت ناراحت بوده و دچار آِسیب می‌شوند. ولیکن متاسفانه نسبت به احساسات مردان بعد از جدایی اهمیتی  کمتری داده می‌شود و بسیاری با بیانِ اینکه «مردِ خودش یه جوری کنار میاد» از توجه به ناراحتی وی اجتناب می‌کنند.مردان به سبب طلاق عاطفی و رسمی از همسر خویش دچار مشکلات روانشناختی می‌شوند که گاهی از نظر دیگر افراد دور مانده و به آن‌ها توجه نمی‌گردد در حالیکه در روانشناسی طلاق در مردان بسیار تاکید شده که مردان نیز ممکن است با حل نشدن مشکلات روانشناختی شان پس از طلاق از همسر نه تنها از لحاظ روحی و روانی بلکه از لحاظ جسمانی هم آسیب بینند.

برخی از مشکلات روانشناختی از نظر روانشناسی طلاق در مردان اشاره می‌کنیم.

 

۱) احساس گناه و عذاب وجدان:

از آنجایی که پس از طلاق اغلب آشنایان، مردان را مقصر طلاق و جدایی همسرشان می‌دانند مرد نیز دچار احساس گناه نسبت به همسر و در صورت وجود فرزندان می‌شود و عذاب وجدان می‌گیرد و به نوعی خود را از درون سرزنش و تخریب می‌کند.

 

۲) بدبینی نسبت به خود و دیگر زنان

بیان داشتیم که از نظر روانشناسی طلاق در مردان، آنان دچار سرزنش نمودن خود می‌شوند لذا به مرور این سرزنش‌ها در فرد تبدیل به بدبینی شده و مرد احساس خوبی نسبت به خود نخواهد داشت همچنین علاوه بر این به دیگر زن‌ها هم بدبین بوده و نمی‌تواند با جنس مخالف پس از طلاق رابطه با کیفیتی را آغاز نماید.

 

۳) اضطراب از تنهایی

مردان پیش از طلاق به وجود همسرشان دل گرم بوده‌اند زمانی که دیگر همسرش نباشد که با او صحبت کرده یا کنار او غذا بخورد، دغدغه های کاری‌اش را برای وی بازگو کند و… . این مرد به سبب تنهایی خود و سر و کار داشتن با سختی‌های زندگی دچار اضطراب می‌گردد به خصوص اگر نگهداری فرزندانشان نیز بر عهده خودشان باشند. چون از ابعاد متعددی باید به مسائل رسیدگی کنند و علاوه بر مشغله‌های کاری خویش نگهداری از فرزند نیز نگرانی‌های انحصاری خود را بر مرد وارد می‌آورد.

 

۴) افسردگی و گوشه گیری

در روانشناسی طلاق در مردان به افسردگی بسیار تاکید شده و مهم‌ترین آثار طلاق در مردان محسوب می‌گردد لذا افسردگی سبب می گردد مرد دچار ناامیدی شده و هدفی برای ادامه تلاش‌ها و زندگی خویش نداشته باشد زیرا انگیزه و محرک حرکت خود را همسر خود دانسته و حال آن محرک را دیگر ندارند.

مردان به سبب حرف شنوی از دیگر افراد بیشتر دچار احساسات منفی می‌شوند و دچار گوشه نشینی شده و تا مدت‌ها یا هرگز به سراغ همسری دیگر نمی‌روند زیرا همچنان قلبشان را به همسر سابق خود متعهد می‌دانند و یا نمی‌توانند کسی دیگر را به جای همسر خود تصور کنند.

 

کارهایی مفید که مردان باید بعد طلاق  بدانند

 

  • سرزنش نکردن خود و پذیرش موقعیت: سرزنش کردن نه تنها مساله را حل نمی‌سازد بلکه احساسات مخرب بیشتری نیز در مردان ایجاد می‌سازد.لذا بهترین کار به جای سرزنش کردن خود، این است که مردان به خود زمان دهند و این موقعیت را برای خود آسیب زننده تر از چیزی که هست در نظر نگیرند.

 

  • پیشگیری از ورود به رابطه مجدد بدون فاصله زمانی: توصیه می‌گردد مردان بلافاصله پس از جدایی وارد رابطه دیگری نشده و به خود زمان و فرصتی برای تنهایی دهند و زمانی وارد رابطه دیگری شوند که با نبود همسر قبلی کنار آمده‌اند و دلبستگی خویش را به او قطع کرده باشند.

همچنین بهتر است پیش از شروع رابطه‌ای دیگر دلایل جدایی از همسر سابق را با خود مرور کند و اگر مسئله‌ای نیاز به بهبود و رفع داشت با کمک مشاور متخصص به حل آن پرداخته و سپس وارد رابطه ای دیگر شوند.

 

  • برون ریزی احساسات: برون ریزی احساسات توسط مردان بسیار مفید  است به نوعی که احساسات غم، ناراحتی .. .را مخفی نکرده و درون خود نریزند.

بهتر است مردان احساسات خود را با مشاوری در میان بگذارند و به هیچ عنوان خودخوری نکنند. اگر نیاز است که اشک بریزند فارغ از جنسیت به گریه پرداخته و بپذیرند که انسان‌اند و انسان نیز به سبب روح لطیف‌اش هرگونه احساسات خوب و بد را تجربه می‌کند و این ذات آدمی است که باید با آن درد و خوشحالی رو به رو شده و به پذیرش آن برسد و در نهایت به واسطه آن انگیزه یا درد رشد کند.

 

سخن آخر

بپذیرید که سوگواری طبیعی است و به خود اجازه دهید تا احساسات از دست دادن، اندوه و ناامیدی را به طور کامل احساس و پردازش کنید.  سعی کنید برای رهایی از احساسات، یادداشت برداری کنید.در صورت وجود پیوندهای قوی با فرزندان خود آن را حفظ کنید.  زمانی را برای ملاقات‌ها یا تماس‌های منظم اختصاص دهید تا ارتباط خانواده کامل در ذهن آن‌ها حفظ کنید، حتی اگر از هم جدا هستید.مشاوره می‌تواند به شما کمک کند تا با غم و اندوه کنار بیایید، در فرزندپروری مشترک مرزبندی کنید و عزت نفس خود را بازسازی کنید.

Untitled design (8)

در دعوا با همسرم چه کارهایی را نکنم؟

وقتی زن و مردی تصمیم به ازدواج گرفته‌اند با این پیش‌فرض وارد زندگی مشترک می‌شوند که گه‌گاهی با اختلافاتی روبرو می‌شوند. آن‌چه مهم است هنر مدیریت این اختلافات است نه رها‌کردن آن‌ها. تفاوتی که انسان‌ها با هم دارند باعث می‌شود تا گاهی سر موضوعات مختلف اقتصادی و فرهنگی به اتفاق نظر نرسند و با‌هم بحث و گفت‌وگو داشته باشند.

زن و شوهری که ندانند در حال دعوا هستند در واقع زندگی را میدان جنگ کرده‌اند و عوارض این بحث و دعوا در زندگی آن‌ها و همچنین فرزندان به خوبی دیده می‌شود. دعواهایی که ادامه دار هستند کانون خانواده را دچار تنش می‌کنند به طوری که کم کم بین زوجین فاصله ایجاد می شود.

هر چقدر زوجین ازدواج موفقی داشته باشند ممکن است در برخی مسائل اختلاف و دعوای آن‌ها غیر قابل اجتناب است و ممکن است شدت پیدا کند. یک گفت‌وگوی سالم همیشه بهتر از دعوا و پرخاشگری است زوجین با درست صحبت‌کردن بهتر می‌توانند مشکلات را مدیریت کنند.

فریاد زدن و از کوره در رفتن همیشه شرایط را بدتر می‌کند. بیشتر زوجین به خاطر مسائل کوچک هم مشاجره می‌کنند و توانایی حل کردن مشکلات را ندارند. در این شرایط نیاز به یک مشاور احساس می‌شود تا روش‌های حل مشکلات را به زوجین آموزش دهد در این صورت آن‌ها با گفت‌وگو و صحبت‌کردن در کمال آرامش می‌توانند بهترین مسائل را حل‌و‌فصل کنند. قطعا هر مشکلی راه‌حلی دارد و پیدا کردن آن‌ها تنها با صحبت‌کردن مسالمت‌آمیز امکان‌پذیر است.

لطفا در دعوا این ۱۰ کار را انجام ندهید.

۱) حرف طلاق را پیش‌کشیدن:

هنگام مشاجره، حرف طلاق را پیش‌کشیدن باعث توهین بیشتر به همسر و جریحه‌دار‌کردن احساسات او می‌شود. بنابراین توصیه می‌شود چه شوخی و چه جدی، هیچ وقت زن و شوهر چنین مسئله‌ای را به خصوص در زمان جروبحث‌هایشان مطرح نکنند.

۲) ترک کردن خانه در زمان مشاجره:

بیرون رفتن از منزل در زمان مشاجره یا دعوا به همسرتان نشان خواهد داد تا چه اندازه از بودن با او زیر یک سقف احساس ناراحتی می‌کنید و البته دلیل منطقی برای دفاع از رفتار یا گفتار خودتان ندارید. این کار حتی سبب می‌شود همسرتان درباره بلوغ فکری‌تان شک کند که تا حدودی هم حق خواهد داشت. در این شرایط بهتر است بگویید نمی‌خواهم الان درباره‌اش صحبت کنم، بنابراین نیاز دارم تنها باشم و به‌جای ترک منزل به اتاق دیگری بروید.

۳) پیش کشیدن موضوعات گذشته:

گاهی زن و شوهر هنگام دعوا برای این که قافیه را نبازند، بحث‌ها و موضوعات ناخوشایندی را که الان وجود ندارد، پیش می‌کشند و اوضاع را بدتر می‌کنند. یادتان باشد موضوعات گذشته تمام شده و شما الان فقط باید راجع به مشکل فعلی‌تان صحبت کنید.

۴) خشونت فیزیکی:

هنگام مشاجره معمولا افراد بدترین جنبه شخصیت خود را نشان می‌دهند. برخی برای این‌که ثابت کنند حق با آن‌هاست، بدترین تصمیم را می‌گیرند و شروع به کتک‌کاری می‌کنند. در این مواقع به یاد داشته باشید که درد فیزیکی ممکن است سبب شود همسرتان احساس و علاقه‌ای را که به شما داشته، فراموش کند و به لحاظ قانونی وارد عمل شود.

۵) با خبر کردن فامیل و اطرافیان:

با خبر کردن اعضای خانواده و فامیل از مشاجره‌ها، یکی از اشتباهات رایج بعضی زوج‌هاست. با وارد کردن خانواده به دعوای خودتان یک بحث معمولی ممکن است به آشفتگی خانوادگی تبدیل شود و شما بعد از مدتی روال عادی زندگی را در پیش بگیرید ولی در نگاه دیگران کوچک شده‌اید و چه‌بسا دانستن آنان به نفع‌تان نباشد و بعدها علیه خودتان یا همسرتان شود. بهتر است بپذیرید این دعوا به خودتان دو نفر مربوط است که یا خودتان باید حلش کنید یا از مشاور کمک بگیرید.

۶) مقابله به مثل کردن:

متاسفانه عده‌ای از زوج‌ها طرف مقابل خود را همسر نمی‌بینند بلکه یک دشمن قسم خورده تصور می‌کنند که باید در جر و بحث، او را شکست دهند! هر کار نادرست او را سعی می‌کنند عینا تلافی کنند و کم نیاورند. این کار فقط آتش این خشم را شعله‌ورتر می‌کند. همچنین گاهی زن و شوهرها نقطه ضعف همسر خود را می‌دانند و موقع مشاجره دست روی آن می‌گذارند و همسر خود را تحقیر می‌کنند. در این بین باید توجه داشت که بعد از مدتی مشکل حل می‌شود ولی زخمی که به روح همسر خورده تا مدت‌ها باقی می‌ماند.

۷) تهدید به خودکشی:

تعداد کمی از زوج‌ها موقع بحث و مشاجره تهدید به خودکشی می‌کنند یا حتی ممکن است یک تیغ یا چاقو در دست بگیرند و وانمود کنند که الان خودکشی می‌کنند و … اما این کار هم اشتباه بزرگی است. بهتر است بدانید این کار یکی از خام‌ترین کارهای ممکن است که شما را در نگاه همسرتان، یک فرد ضعیف نشان خواهد داد. اگر مشکل دارید باید حلش کنید اما نه با تهدید به مرگ که فقط جو را متشنج‌تر می‌کند.

۸) توهین به خانواده‌های یکدیگر:

اگر موقع بحث خودتان و بدون دلیل شروع به فحاشی و توهین به خانواده همسر می‌کنید، این رفتارتان دردسرساز خواهد شد. مسلما طرف مقابل برای این‌ که خشم خود را خالی کند، همان کار شما را با خودتان انجام می‌دهد. در موقع بحث بهتر است فقط و فقط درباره مشکل کنونی بین خودتان صحبت کنید نه کسانی که الان نیستند یا ربطی به مشکل شما ندارند.

۹) مظلوم‌نمایی جلوی فرزندان:

در حضور فرزندان دعوا کردن و مظلوم نمایی جلوی آن‌ها، تاثیرات بدی روی روان و شخصیت آن‌ها خواهد گذاشت. متاسفانه بعضی زوج‌ها این اشتباه را می‌کنند و با کشاندن پای بچه‌ها وسط دعوای خودشان به آن‌ها آسیب جدی روانی وارد می‌کنند. یادتان باشد دعوای شما ربطی به فرزندان‌تان ندارد. بهتر است بگذارید وقتی حضور ندارند، بحث خودتان را دنبال کنید و جلوی بچه‌ها، ماجرا را کش ندهید.

۱۰)  بازجویی یا درخواست پاسخ:

قرار دادن یک شریک “در محل” برای پرسش‌های شدید اغلب باعث می‌شود که آن‌ها به جای درک شدن، احساس دفاعی کنند.  بهتر است گفت‌وگوی محترمانه داشته باشید.

 

سخن آخر

 

بهترین رویکرد این است که بحث‌ها را محترمانه، متمرکز بر راه حل و با روحیه درک یکدیگر و نه “برنده” نگه دارید.  سازش از طریق گفت‌وگوی باز و صادقانه، مولدترین نتایج را به همراه دارد.

همچنین می‌توانید از وجود یک مشاوره خانواده استفاده کنید.

1

بعد از دروغ‌گفتن منتظر چه پیامدهایی باشیم؟

دروغ می‌تواند پیامدهای منفی روانی و اجتماعی متعددی داشته باشد.  از  نظر روان‌شناختی، دروغگویی اغلب از اعتماد به نفس پایین، تنظیم عاطفی ضعیف یا درگیری‌های درونی پیرامون احساس گناه و شرم ناشی می‌شود.  توانایی فرد برای ایجاد ارتباطات معنادار با دیگران بر اساس صداقت و اعتماد را تضعیف می‌کند.

دروغگویی مکرر می‌تواند به درک فرد از ارزش خود آسیب برساند. آن‌ها ممکن است به مرور زمان خود را فریبکار یا  حیله‌گر ببینند.  همچنین برای پیگیری دروغ‌ها و پنهان کردن حقیقت نیاز به تلاش ذهنی است که می‌تواند منجر به استرس و اضطراب بیشتر شود.

از نظر اجتماعی، دروغ روابط با دیگران مانند خانواده و دوستان را از بین می‌برد. صمیمیت را در هم می‌شکند و وقتی حقیقت پنهان می‌شود فاصله به خودی خود ایجاد می‌گردد. دیگران ممکن است از این دروغ‌ها احساس بی احترامی، بی اعتمادی و صدمه کنند.  این به سیستم‌های حمایت اجتماعی که همه ما برای رفاه به آن‌ها تکیه می‌کنیم آسیب می‌زند.  این می‌تواند بر روابط کاری نیز تأثیر بگذارد اگر دروغ گفته شود که از یک فرد شایسته تر به نظر برسد.

با گذشت زمان، الگوهای دروغگویی را می‌توان از طریق خود اندیشی صادقانه، جبران خسارت و بازسازی اعتماد با شفقت اصلاح کرد.  کمک گرفتن از روانشناس می‌تواند به کشف مسائل عمیق‌تری که منجر به دروغ‌ها می‌شود کمک کننده باشدو مهارت‌های مقابله با دروغگویی را آموزش دهد.

همیشه به یاد داشته باشید،

توانایی شفاف بودن، حتی در مورد بعضی از حقایق ناراحت کننده، اما برای سلامت روان بسیار مهم است.