زمانی که با یک رویداد تلخ در زندگی مواجه می‌شویم، می‌توانیم انتخاب کنیم که درباره آن چگونه فکر کنیم. همه ما وقتی یک اتفاق ناگوار را تجربه می‌کنیم، در ابتدا غمگین و عصبانی می‌شویم اما در ادامه می‌توانیم تصمیم بگیریم که چگونه آن رویداد را تفسیر کرده و چه اقداماتی انجام دهیم. ویکتور فرانکل می‌گوید: “بین محرک (رویداد محیطی) و پاسخ، یک خط با هزاران نقطه وجود دارد. آن نقطه‌ها انتخاب‌های ما هستند”.

دکتر فرانکل در کتاب انسان در جستجوی معنا، داستان زندگی خود در دوران جنگ جهانی دوم را شرح می‌دهد. پس از اینکه نازی‌ها تعدادی از آشنایان او را به قتل رساندند، او را در اردوگاه مخوف آشویتس زندانی کردند. تمام زندانیان در شرایط سخت مشابهی بودند، به طوری که نه غذا و آب کافی برای خوردن بود، نه لباس مناسبی برای پوشیدن، و نه فضای خواب گرمی. آن‌ها مرتبا تحت شکنجه بودند و مجبور بودند کارهای طاقت فرسایی انجام دهند. زندانیان در این شرایط رفتارهای متفاوتی انجام می‌دادند، برخی تسلیم شده و خودکشی می‌کردند، برخی دیگر از هموطنان خود دزدی می‌کردند یا به آن‌ها خیانت می‌کردند، و دیگران نا‌امیدانه روزها را سپری می‌کردند تا زمان مرگ‌شان فرا برسد.
دکتر فرانکل رویکرد دیگری را انتخاب کرد، او چشم انداز آینده زندگی خود را مرور کرد، به اعضای خانواده‌اش که منتظرش بودند فکر کرد، و توانمندی‌هایش را به یاد آورد. او تصمیم گرفت به هموطنان زندانی خود کمک کند تا اوضاع فعلی را به عنوان یک بخش موقت از زندگی خود بپذیرند، و با تمرکز بر کیفیت‌های مثبت زندگی‌شان به انجام اقدامات موثر بپردازند.

ما زمانی احساس درماندگی می‌کنیم که باور داشته باشیم تمام رویدادهای بد و خوب زندگی از کنترل‌ما خارج هستند، و هر چه قدر تلاش کنیم، زندگی‌مان تغییر نخواهد کرد. مارتین سلیگمن، پدر روانشناسی مثبت، در کتاب خوش‌بینی آموخته شده بیان می‌کند که احساس نا‌امیدی به چگونگی تبیین شما از اتفاقات تلخ و شکست‌های دردناک زندگی‌تان مربوط می‌شود. او به دو مولفه اصلی اشاره می‌کند که سبک فکری بدبینانه و خوش‌بینانه را شکل می‌دهند:

1.ماندگاری

اگر شما جزو افراد بدبین باشید، باور دارید که وضعیت بد فعلی زندگی‌تان دائمی و همیشگی است. اگر می‌خواهید شخصی خوش‌بین و امیدوار باشید، لازم است اتفاقات منفی زندگی حال حاضر را موقت و گذرا در نظر بگیرید. اگر به خوبی فکر کنید، متوجه خواهید شد که اوقات دردناک یا چالش‌های مختلفی در گذشته نیز داشته‌اید که از سد آن‌ها عبور کرده‌اید. به اطرافیان خود نگاه کنید و ببینید که چه سختی‌هایی را متحمل شده‌اند و الان در چه وضعیتی هستند. با نگاهی اجمالی به سختی‌های گذشته می‌توانید درک کنید که درد و رنج جزو واقعیت‌های گریزناپذیر زندگی هستند که همواره ما را در زندگی همراهی می‌کنند اما ماندگار نبوده‌اند. این سوال را در زمان سختی از خود بپرسید: آیا این اوضاع موقت نبوده و قابل تغییر نیست؟

2.فراگیری

زمانی که فردی در یک زمینه خاص با ناکامی و شکست مواجه می‌شود، تمایل دارد که خود و تمام زندگی را منفی و بد در نظر بگیرد. برای مثال، فردی که از شغل خود اخراج می‌شود، خود را یک بازنده و بدبخت تمام عیار در نظر می‌گیرد. زمانی که ناکامی مربوط به یکی از حوزه‌های زندگی را به تمام جنبه‌های زندگی تعمیم می‌دهید، احساس درماندگی و نا‌امیدی می‌کنید. اگر می‌خواهید طرز فکر خوش‌بینانه داشته باشید، لازم است به خود یادآوری کنید که هر ناکامی فقط مختص به همان حوزه زندگی است نه تمام زندگی.
برای مثال، عدم کسب نمره مطلوب در یک امتحان مربوط به وضعیت تحصیلی شماست، در حالی که در سایر حوزه‌های زندگی خود مانند سلامت، موفقیت ورزشی، هنری، رابطه با دیگران، اعضای خانواده و خیلی چیزهای دیگر وضعیت خوشایندی دارید. هر زمان که در یکی از بخش‌های زندگی خود به بن بست رسیدید، به جنبه‌های دیگر زندگی خود نگاه کنید و ببینید در کدامیک از آن‌ها احساس رضایتمندی دارید، موفقیت‌های دیگری به دست آورده اید و بابت آن‌ها به خود افتخار می‌کنید یا شکرگزار هستید. این طرز فکر به شما کمک می‌کند تا یک نگاه همه جانبه و دقیق به وضعیت زندگی خود داشته باشید.
یک پرسش مهم در زمان های دشواری: چه چیزهای دیگری در زندگی دارم که بابت آن‌ها راضی و خشنود هستم؟

به طور کلی چگونگی تفسیر شما از اتفاقات منفی زندگی‌تان تعیین می‌کند که احساس امیدواری داشته باشید یا نا امیدی. اگر رویدادهای دردناک زندگی را موقتی در نظر گرفته و آن را به تمام زندگی خود تعمیم ندهید، می‌توانید امیدواری را تجربه کنید. امیدواری به شما کمک می‌کند که مسائل فعلی زندگی خود را با نگاه وسیع تری ببینید و برای حرکت به سمت خواسته‌های خود اقدامات موثری خلق کنید.

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت‌های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

2 راهکار حفظ امیدواری در شرایط سخت