مذاکره گفتگویی میان دو یا چند نفر است که برای رسیدن به درک مشترک، فهم خواسته یکدیگر، رسیدن به توافق، یا حصول نتیجه‌ای رضایتبخش برای طرفین انجام می‌شود. مذاکره زمانی ضروری می­‌شود که دو یا چند نفر بر سر موضوع یا موضوعاتی با هم اختلاف نظر و باور دارند و هر یک مایل است آنچه خودش می­‌خواهد یا صلاح می‌داند را به طرف مقابل نیز بقبولاند!

اهمیت شناخت فرایند مذاکره و روش درست انجام آن در زندگی مشترک، زمانی بیشتر می­‌شود که بدانیم «رابطه زناشویی به طور طبیعی سرچشمه اصلی ناخشنودی است، زیرا هیچ رابطه دیگری در زندگی بشر نمی‌تواند دو انسان بالغ را که ممکن است شناخت بسیار کمی از یکدیگر داشته باشند، برای یک عمر به هم زنجیرکند…ازدواج بیش از هر رابطه انسانی دیگری طرفین را پایبند می­‌کند و در این رابطه طرفین حق اشتباه کردن کمتری دارند» (ویلیام گلسر، ازدواج بدون شکست).

در این سال‌ها که به عنوان زوج‌درمانگر تلاش کرده‌­ام به زوج‌­ها کمک کنم تا بتوانند عشق را در زندگی مشترک­شان بازیابی کنند، به روشنی دریافته‌ام که تقریباً تمام زوجینی که گرفتار مشکلات و چالش‌های عاطفی و رفتاری با یکدیگر هستند، نه روش مذاکره صحیح با یکدیگر را می­‌دانند و نه در طول سال‌های زندگی مشترک، دغدغه یادگیری آن را داشته‌اند!

موضوع وقتی عجیب­تر و غم‌انگیزتر می­‌شود که می‌بینیم مهارت‌های گفتگو و مذاکره هیچگاه بخشی از آموزش­‌های رسمی دوران تحصیل در مدرسه یا دانشگاه نبوده و نیست. رسانه‌هایی مانند صدا و سیما، سایت‌ها یا شبکه‌های اینترنتی نیز ظاهراً دغدغه و برنامه خاصی برای آموزش جدی و منسجم عموم مردم برای یادگیری این مهارت حیاتی را ندارند!

بنابراین به نظر می‌رسد اگر افراد – و به خصوص زوج‌ها – خودشان مسئولیت یادگیری این مهارت مهم را بر عهده نگیرند و برای اصلاح شیوه گفتگو با عزیزان­شان کمر همت نبندند، نمی­‌توانند از موهبت رابطه عاطفی خوب با افراد مهم زندگی­شان آن طور که باید، بهره‌مند شوند و لذت با هم بودن را به خوبی بچشند.

یکی از بهترین الگوهایی که برای گفتگو و حل مسأله بین فردی وجود دارد، روش ارتباط بدون خشونت(NVC) دکتر مارشال رُزِنبرگ است. رزنبرگ یک روان­شناس شناخته شده بود که با الهام گرفتن از زندگی بدون خشونت مهاتما گاندی – رهبر بزرگ هند – و بر اساس اصول روان­شناسی ارتباط، توانست مدلی را برای مذاکره و گفتگو ارائه دهد تا بر اساس آن، بدون توسل به زور و رفتارهای مخربی مانند انتقاد، سرزنش، گلایه و شکایت و تهدید بتوانیم در روابط بین فردی خود، آنچه می­‌خواهیم را به روشنی و به زیبایی به طرف مقابل منتقل کرده و گرفتار سوءتفاهم و یا آزردگی نشویم.

بر اساس این الگو، وقتی می‌خواهیم بابت مسأله‌ای که ذهن ما را درگیر کرده با همسر یا طرف مقابل خود صحبت کنیم، در ابتدا باید رفتارهایی که از او مشاهده کرده­ یا شنیده‌ایم را – بدون تفسیر و اضافه کردن معنای شخصی به آن‌ها – بیان کنیم. این بیان روشن و بدون تفسیر شخصی درباره رفتار فرد، موضوع گفتگو را محدود و مشخص کرده و مانع انحراف صحبت به سوی مسائل گذشته یا موارد دیگر می­‌شود.

در گام بعد، باید طرف مقابل را در جریان احساس ناخوشایند خود قرار دهیم. مثلاً ممکن است من به همسرم بگویم: «بابت حرفی که دیشب درباره خانواده‌ام گفتی(=بیان رفتار) ناراحت شدم / تعجب کردم (= بیان احساس خود) …». بیان دقیق و مستقیم احساسی که از مواجهه با آن رفتار در ما ایجاد شده به فرد مقابل کمک می‌کند وضعیت ذهنی ما را بهتر درک کرده و بتواند با ما همدلی کند.

پس از اینکه درباره احساس خود حرف زدیم، باید علت آن احساس را نیز برای طرف مقابل روشن کنیم، چرا که او علم غیب ندارد و ممکن است به روشنی نداند که آن رفتار در ما چه احساسی ایجاد کرده است. همچنین نداند که علت ایجاد آن احساس در ما چه بوده است؟ بنابراین باید درباره نیازی که داشتیم و با رفتار او آن نیاز تهدید شده یا برآورده نشده است، حرف بزنیم. در مثال بالا، ممکن است فرد از همسرش انتظار داشته که «درباره خانواده­اش محترمانه و با حفظ حرمت‌ها صحبت کند».

و در نهایت، باید مشخص کنیم که درخواست مشخص ما برای بعد از این چیست و انتظار داریم در چنین شرایطی او با ما چگونه رفتار کند و چه مواردی را مدنظر قرار دهد.

استفاده از این روش ساده اما کارآمد، می‌تواند گفتگو و مذاکره‌های ما با همسر و اطرافیان­مان را متحول کرده و کمک کند تا روابط سالم­تر، پایدارتر، و لذت­‌بخش­تری را تجربه کنیم.

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت‌های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

چگونه می‌توانم بدون انتقاد و سرزنش با همسرم مذاکره کنم؟