درک ما از عشق:

هیجان­‌ها یکی از مهم‌ترین بخش‌های زندگی ما هستند که متاسفانه تاکنون نه به درستی شناخته شده‌اند و نه اهمیت آن‌ها در رفتارها و انتخاب‌های ما به درستی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یکی از هیجان‌های اصلی زندگی «عشق» است که می­‌تواند مایه رونق و نشاط لحظات مختلف عمر ما شود. از سوی دیگر، نبود عشق در زندگی، مهمترین عامل رنج و ناراحتی پایدار و فراگیر انسان‌ها است. هر کسی گمان می­‌کند درک روشنی از «عشق» دارد، اما بیشتر افراد نمی‌توانند «عشق» را به راحتی تعریف کنند.

تناقض مهم زندگی­‌های ما:

در طول تاریخ افراد زیادی زیسته­‌اند که با وجود موفقیت، شهرت، قدرت و دستاوردهای مادی بسیار، در روابط عاطفی خود با اطرافیان و به خصوص در زندگی مشترک­شان دچار چالش‌ها و مشکلات زیادی بوده‌ا ند. به عنوان مثال، روابط یوهانس کپلر، ستاره­‌شناس بزرگ تاریخ، با مادر و همسرش به شدت عذاب‌آور بود! او می­‌توانست حرکات سیارات را درک کند اما مغز بزرگ او از «هیجانات» مادر و همسرش به خوبی سر در نمی­‌آورد!! چنین تناقضی در زندگی و روابط عاطفی اسحاق نیوتن، فیزیکدان نابغه کاشف جاذبه و همچنین در زندگی آلبرت اینشتینِ بزرگ و ماندگار نیز دیده می‌شود! آن‌ها علیرغم نبوغ باورنکردنی­‌شان، روابط عاطفی ضعیفی با اطرافیان خود داشتند!

امروز این تناقض، در مورد بسیاری از ما – که به تحصیلات دانشگاهی خود مغرور و در شغل و حرفه خود متخصص و کارآمد هستیم –  نیز صدق می­‌کند! بسیاری از ما از درک «عشق» عاجزیم و در بسیاری از موقعیت‌های عاشقانه عملکرد خوبی از خود نشان نمی‌دهیم تا جایی که گاهی به خود می­‌آییم و متوجه می­‌شویم عشق در رابطه ما با شریک عاطفی­مان رو به افول گذاشته و یا از بین رفته است!

سوال مهم افراد پشیمان:

سوالی که در چنین مواقعی ذهن بسیاری از افراد پشیمان را به خود اشغال می‌کند این است که:

«آیا می‌توانم دوباره عشق از دست رفته با شریک عاطفی‌ام را احیا کنم؟!»

«آیا می‌توانم کاری کنم که او دوباره عاشق من شود؟!»

جواب این سوال‌ها بستگی دارد به حضور یا عدم حضور تصویر فرد در دنیای مطلوب ذهن طرف مقابل:

هر انسانی در ذهن خود مجموعه‌ای از خاطرات بسیار خوشایند و تصاویر دوست­‌داشتنی دارد که انتخاب‌ها و رفتارهایش را جهت می‌دهد. اگر تصویر فرد یا چیزی در دنیای مطلوب ذهن کسی حضور داشته باشد، آن فرد یا چیز برای او ارزشمند، دوست داشتنی، مقدس و مورد احترام خواهد بود و حاضر است برای او هر کاری انجام دهد.

اگر تصویر فردی که تا قبل از این او را دوست داشتیم به خاطر بدرفتاری‌ها و آسیب­‌های متعددی که به ما زده، از دنیای مطلوب ذهن ما بیرون انداخته شود، دیگر نسبت به او هیچ احساس مثبتی نخواهیم داشت و دیگر حاضر نیستیم مانند قبل او را بپذیریم؛ با او وقت بگذرانیم؛ به او ابراز محبت کنیم.

بنابراین اگر کسی را به صورت مکرر مورد اذیت و آزار قرار دهیم؛ به او بی‌احترامی کنیم؛ طردش کنیم؛ نادیده‌اش بگیریم و مانند این‌ها، زمانی خواهد رسید که مغز او تصویر ما را (با رنج و عذاب)، از میان تصاویر مطلوب و خواستنی‌اش بیرون خواهد انداخت. اگر چنین اتفاق تلخ و دردناکی بیفتد، دیگر هیچ راهی برای بازگرداندن تصویر آزاردهنده حذف شده به دنیای مطلوب ذهن فرد وجود نخواهد داشت.

این شعر زیبای طبیب اصفهانی را همواره به یاد داشته باشیم:

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی              ز بامی که برخاست مشکل نِشیند

بر این اساس مهمترین توصیه ما به همسران و شرکای عاطفی این است:

مراقب تصویر خود در دنیای مطلوب طرف مقابل­تان باشید و با عادت‌های مخرب رابطه، مانند انتقاد، سرزنش، تحقیر و تنبیه جایگاه خود در ذهن او را تخریب نکنید. هر بار که خواستید رفتار مخربی نسبت به شریک عاطفی خود انجام دهید به یاد داشته باشید که شما مستأجر دنیای مطلوب او هستید و اگر روزی او بخواهد می‌تواند تصویر شما را از ذهنش بیرون کند و آن روز است که دیگر شما هیچ حرمت و ارزشی برایش نخواهید داشت. بنابراین تلاش کنید رفتارهای بهبوددهنده رابطه (احترام، اعتماد، مذاکره، تشویق و …) را به شکلی آگاهانه و مداوم در روابط خود به کار بگیرید.

 

 

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت‌های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

آیا می‌­توان عشق از بین رفته را دوباره زنده کرد؟